دلم می خواهد یک نفر شیفته ی من باشد، برایم اشعار زیبای مست کننده بخواند و روح زخم خورده ام را نوازش دهد. یک نفر که مرا فقط برای "خودم" بخواهد. "خود"ی که اگر چهل سال هم گذشت، دوست داشتنی بماند برایش. نه تا اینکه پیری یا هر درد و مرضی به سراغم آمد، رهایم کند و برود. این رها شدن عجیب درد دارد. تا اعماق وجودت می رود و رخنه می کند در همه ی سلول هایت. من رها شده ام. بله! خیلی ها آمده اند و بعد از مدتی رهایم کرده اند و رفته اند، و تنها از آن ها یک خاطره ی عجیب مانده؛ و این "رها شدن" دردناک تر از خیانت است حتی!
ما را در سایت 131 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67